تبليغاتX
عشق مرگ غرور

عشق مرگ غرور

دستهایی که کمک میکنند مقدس تر از لبهاییست که دعا میکنند.(کوروش بزرگ)

 

شباهت های رژیم جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی اسرائیل

هر دو رژیم مبنای حکومتگری خود را بر دروغ و بی شرمی و نبود هرگونه خجالت و حیا و شرف انسانی گذاشته اند. «اهود باراک» جنایت پیشه پس از قتل عام اخیر مردم غزه که به عنوان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شناخته شده و ننگی ابدی برای تاریخ بشر باقی خواهد ماند در اوج دریدگی حیوان صفتانه اظهار داشت که «این کشور اخلاقی ترین ارتش جهان را دارد.


در سفر اخیر خود به آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل سعی کرد ایران را به عنوان دشمنی عجیب و غریب و متفاوت که موجودیت اسرائیل را به خطر انداخته است معرفی سازد. این گفته ها البته می تواند رسانه های غربی را خوراک دهد، اما برای آنها که هردو این رژیم ها را می شناسند این حرف ها به شوخی شبیه است. این دو به راستی چه تفاوتی با هم دارند؟ برای پاسخ به این پرسش بهتر است در ورای شکل گرایی ها به مشابهت ها و همانندی های هر دو رژیم بپردازیم.

دولت اسرائیل در سال 1948 خود را تاسیس کرد و رژیم جمهوری اسلامی نیز در بهمن 1357 قدرت را به دست گرفت. چهل سال زمانی که این دو را از هم جدا می کند شاید مهم ترین تفاوت آنها باشد، زیرا با وجود تمام اختلاف های ظاهری که رژیم جمهوری اسلامی ایران را از رژیم صهیونیستی اسرائیل متمایز می سازد ویژگی های فراوانی وجود دارد که حکایت از مشابهت عمیق ذاتی و ساختاری آنان می کند. برخی از این موارد چنین است:

1) هر دو رژیم زمینه های پیدایش و صعود خود را با قتل بیگناهان آماده ساختند. صهیونیست ها با تحریک جنگ جهانی دوم و راندن یهودیان از اروپا به سمت فلسطین زمینه تاسیس خود را آماده ساختند. آنها خود با تشکیل گروه های ترور دراروپا یهودیان ساکن آنجا را که حاضر نبودند به فلسطین مهاجرت کنند ترسانده و حتی می کشتند تا آنها سرانجام ایده ی مهاجرت را قبول کنند. سرمایه داران و صنعتگران بزرگ یهودی دراروپا و آمریکا مانند ماکس واربرگ[1] و یا بارون روتچیلد نقش عمده ای در تجهیز و تقویت نازی ها در آلمان ایفاء کردند تا بتوانند از طریق موج یهودی ستیزی آنها سیل یهودیان ساکن اروپا را وادار به مهاجرت به فلسطین سازند.

به همین ترتیب آخوندها با استفاده از سرمایه ی بازاری ها از جنبش آزادیخواهانه ی طبقه ی متوسط شهری در سال 1356 استفاده کردند و با ریختن آخوندها و قشرهای مذهبی به خیابان ها این جنبش را به انقلاب اسلامی تبدیل کردند و در این راه از هر دروغ و جنایتی مانند به آتش کشیدن سینما رکس آبادان بهره بردند تا شرایط را برای به قدرت رسیدن خویش فراهم کنند.

بنابراین هردو رژیم با قتل و ترور و زنده سوزاندن مردم بیگناه شرایط رسیدن به حکومت را برای خود فراهم کردند.

2) هر دو رژیم برای به قدرت رسیدن با بیگنانان بر علیه منافع ملی و مردمی تبانی کردند. صهیونیست ها با انگلیس ها که در آن زمان فلسطین را به عنوان مستعمره تحت اختیار داشتند به مذاکره نشسته و اجازه ی شکل گیری دولت اسرائیل را از آنان گرفتند و همکاری آنها را به خود جلب کردند.

باند آخوندها وبازاری ها نیز، در حالی که مردم در خیابان ها در مقابل گلوله های ارتش شاه جان می باختند، سرنوشت انقلاب و مجوز به قدرت رسیدن خود را در پاریس با نمایندگان آمریکا و انگلستان و فرانسه مذاکره کرده و از آنها قول همکاری و بردن شاه و آوردن آنها را به قدرت گرفتند.

3) هر دو رژیم بلافاصله پس از اطمینان از استقرار در قدرت، به اربابانی که به آنها اجازه تشکیل حکومت داده بودند خیانت کردند. اسرائیل انگلستان را با عملیات مسلحانه ی گروه های تروریستی از خاک فلسطین بیرون راند و رژیم جمهوری اسلامی با گروگان گیری سفارت آمریکا پای اربابی را که به او اجازه ی رسیدن به قدرت داده بود از ایران برید.

4) هردو رژیم در به قدرت رسیدن خود به مردم ساکن کشورهایشان خیانت کردند. صهیونیست ها که سال ها یهودیان مهاجر را به عنوان پناهنده ی جنگی وارد خاک فلسطین می کردند – و از جانب فلسطینی ها به عنوان میهمان مورد استقبال قرار می گرفتند -، در سال 1948 با اعلام یک جانبه ی دولت اسرائیل به فلسطینی ها خیانت نموده و آنها را در خاک خود قتل عام کرده و از کشور شان بیرون راندند.

به همین ترتیب آخوندها با پشت کردن به تمامی آرمان هایی که مردم در طول انقلاب برای آن جان داده بودند با خیانت آشکار به خواست های بارز عدالت جویانه و آزادیخواهانه ی مردم، دیکتاتوری خود را به نام جمهوری اسلامی، با توطئه و خیانت، مستقر ساختند.

5) رژیم صهیونیستی از همان ابتدای تشکیل خود مبنا را بر قتل عام و کشتار و ستم و آواره سازی و زورگویی قرار داد و کشتارهایی مانند دیریاسین در آوریل 1948 را برای فراری دادن فلسطینی ها ترتیب داد و بیش از چهار میلیون فلسطینی را از خاکشان بیرون کرد.

جمهوری اسلامی نیز از همان ابتدای حیات خود کشتار و آواره سازی را در میان عرب زبان های خوزستان، درگنبد و ترکمن صحرا و بخصوص در کردستان آغاز کرد و دهها هزار هموطن کرد را به فرار از خانه هایشان به سوی عراق وادار ساخت.

6) هر دو رژیم از ابتدای وجود خود به چنگ زدن و تجاوزگری به کشورهای همسایه پرداختند وپیوسته در پی گسترش حوزه و قلمرو خود بودند. رژیم صهیونیستی بخش های وسیعتری از خاک فلسطین را اشغال کرد و دست به تجاوز به اردن و سوریه و مصر زد و دو سری جنگ های خونین در دهه ی شصت و هفتاد با این کشورها ایجاد کرد.

به همین صورت جمهوری اسلامی از همان ابتدا چشم طمع به کشور همسایه عراق داشت و با دخالت ورزی آشکار و تجاوز گری به قلمرو سیاسی آن کشور سبب آغاز جنگ هشت ساله شد.

7) هردو رژیم از همان ابتدا، حیات خود را بر جنگ آفرینی و بحران آفرینی و دشمن سازی گذاشتند. اسرائیل بیش از شصت سال است که با کوبیدن بر طبل جنگ و خطر دشمنان خارجی در داخل برای خود حمایت ساکنان این کشور از دولت های جنایتکارمتعدد را فراهم کرده است و در خارج نیز به این بهانه صدها میلیارد دلار کمک مالی و نظامی از ایالات متحده ی آمریکا دریافت کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی نیز در طول سی سال گذشته با تراشیدن انواع بحران ها و اقسام دشمنان داخلی و خارجی به خود اجازه داده جو نظامی و سرکوب وفضای امنیتی را برجان و هستی ایرانیان حاکم کند و میلیاردها دلار از ثروت های مردم ایران را به جای ساختن جاده و خانه و مدرسه به تجهیز سپاه و ارتش جنگ افروز خود اختصاص داده است.

8) هر دو رژیم به بی رحمانه ترین طریق ممکن با مخالفان داخلی خود برخورد کرده اند. اسرائیل از همان ابتدا مقاومت مشروع و مردمی فلسطین را تروریست خطاب کرده و آزادگانی را که برای دفاع از خاک و شرف و تاریخ خویش می جنگیده اند به عنوان تروریست و خرابکار و غیره کشته یا دستگیر و شکنجه و زندان کرده است.

جمهوری اسلامی نیز به همین ترتیب از فردای به قدرت رسیدنش تمامی آزادیخواهان ایرانی را با عنوان منافق و تروریست و نوکر امپریالیسم و معاند با نظام الهی و غیره اعدام و دستگیر و زندان و شکنجه کرده است. رژیم در زندان های خود بسیاری از شکنجه های ضد انسانی را که اسرائیلی ها اختراع کرده اند به کار می بندد و برای این منظور افرادی مانند سعید امامی به اسرائیل رفته و آموزش دیده بودند.

9) هر دو رژیم با زیر پا گذاشتن تمام قوانین حاکم بر کشورهای دیگر مخالفان خود را در خارج از کشور ترور کرده اند. سازمان امنیت خارجی اسرائیل موساد با شناسایی و ترور مبارزین فلسطینی در سراسر جهان آنها را در قلب کشورهای اروپایی یا در سایر کشورهای خاورمیانه به بی رحمانه ترین طریق ممکن از میان برده است.

جمهوری اسلامی نیز با پیروی از این الگو در طول دو دهه صدها[2] تن از مخالفان سیاسی خود را در خارج توسط تروریست های اعزامی خویش به قتل رسانده است. (کاظم رجوی، شاهپور بختیار، شرفکندی و قاسملو و...)

10) هر دو رژیم به مردمی که زیر قدرت سیاسی آنها هستند فاحش ترین ظلم ها را می کنند. رژیم صهیونیستی با بستن آب و قطع برق و کشیدن دیوار زندان به دور مناطق مسکونی فلسطینی ها و کنترل های بی شمار شبانه روزی زندگی را برمیلیون ها فلسطینی مظلوم سرزمین های تحت اشغال اسرائیل سیاه کرده است.

جمهوری اسلامی نیز با مردم خود همه بدرفتاری ها و اعمال بی حرمتی و ستم و زورگویی و انواع و اقسام

گشت و کنترل ضد مدنی را در وسط خیابان ها و میدان های شهرهای سراسر ایران اعمال کرده است.

11) هر دو رژیم به شدت ضد زن هستند. در اسرائیل بخش های افراطی یهودی که قدرت اصلی را در حال حاضر در دست دارند تابع آموخته های سنتی و کهنه گرای قوم یهود به شدت زن ستیز بوده و برای زن ها در خیابان های تل آویو اتوبوس جداگانه دارند و مردانشان با فاصله ی چند قدم جلوتر از زنان حرکت می کنند و زن ها را در پشت دیوارها از چشم مردان جدا می سازند. در دیدگاه آنان زن فقط برای تولید مثل و بزرگ کردن بچه ها آفریده شده است و نباید در سیاست و جامعه دخالت کند.

درست به همان طریق رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی نیز زن ها را در اتوبوس و در اماکن عمومی از مردان جدا ساخته و با دشمنی بی مانندی با موجودیت زن و شکوفایی اجتماعی او ستیزه ورزی می کند.

12) هر دو رژیم فاقد اقتصادی به معنای واقعی کلمه خودکفا و متکی بر تولید هستند (اقتصاد انگلی و پارازیت وار). رژیم صهیونیستی مجموعه ی مصنوعی و ساختگی درست شده تحت عنوان کشور اسرائیل را دهه هاست از طریق میلیاردها دلار کمک اقتصادی آمریکا، گرفتن میلیاردها دلار باج بابت خسارت جنگ جهانی دوم، گرفتن خمس و زکات از یهودیان سراسر جهان و نیز دزدی های میلیاردی شبکه های صهیونیستی در اروپا، آمریکا، روسیه و از سایر مناطق جهان حفظ کرده است. اما همه می دانند که بدون این کمک ها و دزدی ها، اقتصاد اسرائیل در ظرف چند ماه فروخواهد پاشید.

به همین ترتیب رژیم جمهوری اسلامی، اقتصاد ایران با برنامه هایی که از همان ابتدا همین میر حسین موسوی به صورت نهادینه درآورد، تنها با کمک دلارهای نفتی و غارت ثروت های زیرزمینی و مالی مردم ایران می چرخاند و کمترین نشانی از خودکفایی و تولید گری واقعی در آن نیست. هر دو آنها از تن دادن به یک اقتصاد سالم و تولیدی عاجز هستند.

13) هردو رژیم برای جنایات خودشان به خدا مراجعه می کنند. رژیم صهیونیستی توجیه قتل عام اعراب و فلسطینی ها را به خدای جنایت دوستی به اسم «یهوه» نسبت می دهد که براساس تاریخ من درآوردی ثبت شده در تورات پس از شکست خوردن در مسابقه ی کشتی با پیامبری به اسم «داوود» قوم یهود را به عنوان برگزیده و آقای جهان معرفی می کند.

جمهوری اسلامی نیز با رجوع بر خدایی که بر اساس قران بازمانده از سنت تاریخی قوم یهود، اجازه قتل عام، سنگسار، اعدام ، قطع دست و پا و درآوردن چشم را داده است به این جنایات مشغول می باشد تا زمینه ی ظهور امام زمان را فراهم کند. در هردو مورد توجیه گاه جنایت، درورای ابرهاست.

14) هر دو رژیم در صدد توسعه ی شبکه های خود در بیرون از خاک خویش هستند. اسرائیل با سرمایه گذاری های عظیم در کردستان عراق، در آسیای مرکزی و نیز درآفریقا لانه می کند تا به موقع خود از این آشیانه های خفته، مارهای زهرآگین خویش را برای جاسوسی، خرابکاری و آتش افروزی بیرون بیاورد.

جمهوری اسلامی نیز با هزینه ی میلیون ها دلار، شبکه های مذهبی-تروریستی خود را در سراسر جهان از بوسنی گرفته تا کشورهای شمال آفریقا مستقر می سازد تا تحت فرماندهی سپاه قدس برای دفاع از نظام ولایت فقیه به موقع خویش وارد عمل شوند.

15) هر دو رژیم مبنای حکومتگری خود را بر دروغ و بی شرمی و نبود هرگونه خجالت و حیا و شرف انسانی گذاشته اند. «اهود باراک» جنایت پیشه پس از قتل عام اخیر مردم غزه که به عنوان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شناخته شده و ننگی ابدی برای تاریخ بشر باقی خواهد ماند در اوج دریدگی حیوان صفتانه اظهار داشت که «این کشور اخلاقی ترین ارتش جهان را دارد.»[3]

جمهوری اسلامی نیز تمامی جنایات پلید «سربازان گمنام امام زمان» خود را که اعدام نوجوانان زیر هیجده سال و به دار کشیدن مظلومان و بیگناهانی مانند دلارا دارابی و یا قتل زهراکاظمی جزو آنان بودند با ذکر هزار و یک دلیل «اخلاقی» و اسلامی توجیه می کند و حاضر نیست به اندازه ی سرسوزنی از توجیه کشتارهای خود شرم داشته باشد. هر دو رژیم بزرگترین ننگ های تاریخ معاصر بشر هستند.

16) هردو رژیم نسبت به حقوق بین الملل، حقوق بشر، معاهدات بین المللی و نیز مصوبات شورای امنیت یا مجمع عمومی سازمان ملل متحد بی اعتنا هستند. اسرائیل تاکنون بیش از چند ده بار[4] توسط سازمان ملل متحد محکوم شده است بدون این که هرگز پاسخگوی آنها باشد و هربار جنایتگری خود را وسیع تر و فجیع ترساخته است.

جمهوری اسلامی نیز تاکنون بیش از چهل بار توسط کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نقض فاحش حقوق بشر در مورد اعدام ها و دستگیری ها و حبس و شکنجه مخالفان کمترین وقعی ننهاده است.

17) هر دو رژیم در خفا به تکنولوژی و سلاح اتمی روی آورده اند. دولت اسرائیل با وجود این که بیش از 200 کلاهک اتمی داراست اما حتی معاهده ی « ان پی تی» را امضاء نکرده است و به هیچ مرجعی در این باره حساب پس نمی دهد. اسرائیل به طور مخفیانه و غیر قانونی به سلاح اتمی دست یافته است.

به همین ترتیب، رژیم جمهوری اسلامی نیز به طور مخفیانه و بدون اعتنا به معاهده ی منع گسترش سلاح اتمی و سایر فشارهای بین المللی با سرعت در مسیر دستیابی به قابلیت های تولید سلاح اتمی پیش می رود. هریک نیز برای توجیه گسترش فعالیت های خود دیگری را بهانه قرار می دهد.

18) هر دو رژیم تلاش می کنند که چهره ی جنایتکار قدرت حاکمه ی خویش را با ظاهری دمکراتیک رنگ و جلا بدهند. قدرت سیاسی در رژیم صهیونیستی در اختیار عده ای آدمکش حرفه ای است که پس از سال ها خدمت در لباس نظامی و قتل عام بیگناهان فلسطینی و لبنانی، لباس شخصی پوشیده و سیاستمدار شده و در به اصطلاح انتخابات شرکت می کنند تا به دنیا بباورانند که نظامی دمکراتیک دراسرائیل حاکم است. اما همین دمکراسی دروغین هر موقع که نیاز باشد، مانند مورد اسحاق رابین، مزاحمانی را که توهم دمکراسی را باور می کنند و وارد مسیرهای پیش بینی شده ی بزرگان قوم صهیونیست نمی شوند با گلوله ای در مغزشان از سر راه برمی دارد.

به همین ترتیب رژیم جمهوری اسلامی که اقلیتی چند ده نفری در راس آن هستند بسیار زور می زند که هر چهار سال انتخابات قلابی خود را به اسم دمکراسی به جهان حقنه کند. در نظام اسلامی، پاسداران تیرخلاص زنی مانند احمدی نژاد و قاتلانی مثل محسن رضایی لباس شخصی پوشیده و ریس جمهوری و کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر ارشاد و مشاور ریاست جمهوری و غیره می شوند. در رژیم ایران نیز مزاحمان را هر که باشند – سعید امامی و...- از سر راه زعمای قوم برمی دارند.

19) سران هر دو رژیم به غایت فاسد و دزد و رشوه خوار هستند. تقریبا هیچ ریس جمهور یا نخست وزیری در اسرائیل نبوده است که دارای یک یا چند پرونده فساد اداری، سوء استفاده ی مالی، رشوه خواری، پارتی بازی و یا تجاوز به ناموس زیر دستان نباشد. مانند ریس جمهوری سابق اسرائیل «موشه کاتساو» که به چندین نفر از کارمندان زن زیر دست خود تجاوز کرده بود.

سران جمهوری اسلامی نیز همگی از این قماش هستند و تا بالای سرشان در غارت اموال عمومی، دزدی از بیت المال و یا مانند «حاج مهدی کروبی» هم در دزدی و هم در تجاوز به زنان ایرانی در لجن فرو رفته اند.

20) و سرانجام هر دو رژیم به واسطه ی نداشتن مشروعیت مردمی و ناهماهنگی با طبیعت انسانی جوامع بشری بر این نکته آگاهند که رفتنی هستند و به همین دلیل نیز تلاش می کنند با بحران آفرینی زمان فروپاشی خود را به تعویق انداخته و چند صباحی بر عمر خود بیافزایند. رژیم صهیونیستی که دقیقه ای از انتشار و استقرار جو بحران و جنگ و تهدید در طول شصت و یک سال عمر خود غافل نمانده است می داند که اگر صلح کند نابود خواهد شد. زیرا مجموعه ای است که با صلح مجبور است قانومند و حقوق گرا شود و این یعنی پایان جنایت و تجاوز و دزدی و غارت و اشغالگری.

به همین منوال رژیم جمهوری اسلامی نیز می داند که تبدیل شدن به یک رژیم متعارف و معمولی به سان انداختن طناب دار به گردن خود است. به همین خاطر ترجیح می دهد که بحران و غوغا و آشوب را دامن زند تا در این گیر و دار چند سالی بیشتر دوام آورد.

این خصلت آخر برای رژیم صهیونیستی اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی ایران از همه ویژگی های دیگر خطرناکتر است. زیرا هردو مجموعه از افرادی دچار جنون قدرت تشکیل شده اند و بنابراین زمانی که چشم انداز عادی شدن، صلح اجباری و قانومندی و تن دادن به حقوق بشر و حقوق بین الملل مطرح شود این ها از ترس فروپاشی و از دست دادن بساط قدرت خود، بی شک کشورهایشان، ملت هایشان، کشورهای همسایه شان و نیز منظقه ی خاورمیانه و چه بسا جهان را با خود به جنگی تخریب گر و نابودساز هدایت خواهند کرد. و به طور دقیق به همین خاطر است که در حال حاضر تا این حد با هم در کوبیدن بر طبل جنگ و تهدید یکدیگر فعال و هماهنگند. بهترین همکار برای بنیامین نتانیاهو در ایران محمود احمدی نژاد است و بهترین طرف بازی مرگ برای احمدی نژاد، نتانیاهوست. زیرا از آن سوی اسرائیل نمی خواهد به صلح با فلسطینی ها و قبول تشکیل کشور مستقل فلسطین تن دردهد و از این سو احمدی نژاد و یاران قدرت طلبش نمی خواهند تبدیل شدن به یک حکومت متعارف و قانون گرا را پذیرا باشند. هر دو رژیم گریزگاه خود را در جنگ باهم می دانند، جنگی که بهای آن را توده های مردم خواهند داد.

نتیجه گیری:

این لیست را می توان باز هم ادامه داد. نکته ای که به عنوان نتیجه گیری می توانیم عنوان کنیم این است که چه دلایل بنیادینی هست که این مشابهت ها را باعث شده است. بسیاری ممکن است دلایل مذهبی و ریشه های تاریخی را در این مورد عنوان کنند؛ این امر صحیح است. هم چنین می توان به حضور شمار بالایی از یهودیان به ظاهر اسلام آورده (آنوسی ها) دربالاترین رده های قدرت در دستگاه حاکمیت جمهوری اسلامی اشاره کرد. (مانند محمود احمدی نژاد که نام واقعی اش صبورچیان بوده و یهودی الاصل می باشد). اما نگارنده بر این باور است که درورای این دلایل، یک علت فلسفی و بنیادین وجود دارد که در این دو رژیم و در بسیاری دیگر از رژیم های شبیه آنان مصر، عربستان سعودی و... عمل می کند و آن، قائل نشدن کمترین ارزش برای جان و کرامت انسانی است. ارزشی که، تا زمانی که مطلق پنداشته نشود، قابل زیر پا گذاشتن است. یک بار به اسم یهوه، یک بار به اسم روح القدس، یک بار به اسم الله ، باردیگر به اسم «مصالح عالی انقلاب»، بعد به اسم « ضرورت بقای ایدئولوژی و یا حزب» و یا برای حفظ «مام میهن» وغیره. آری، راز جنایت، استثمار وستم، در شکل نهادینه ی خود، فقط در این است که انسان در بالاترین درجه ی هرم ارزشی این جوامع قرار ندارد. و باید بدانیم که چه در اسرائیل باشد و چه در ایران یا در فرانسه و یا در آرژانتین، چه بحث امروز باشد و چه موضوع فردا، تا زمانی که حفظ جان و حرمت انسان به عنوان انسان، و نه به خاطر هیچ توجیه و دلیل دیگری، مورد نگاهبانی نهادینه و مطلق و تکرار می کنم، مطلق، قرار نگیرد، راه باز است تا صهیونیسم ها و جمهوری اسلامی های دیگری بیایند وروند نابودی بشریت را شتاب بخشند.

چنانچه بارها نوشته ام مثلث سرمایه داری-صهیونیسم و ارتجاع همگی اشکال یک پدیده اند. ویژگی مشترک هر سه آنها استثمارانسان، استحمار انسان ومسخ و کشتار انسان هاست. رهایی بشریت ازاین سه باید با هم صورت گیرد نه با طرفداری از یکی به ضرردیگری. هر سه این ها پدیده ها ضد انسانی هستند و بقای هرسه شان به هم وصل و مرتبط است. نه نابودی یکی از آنها بدون نابودی دوتای دیگر میسر است و نه بقای یکی از آنها بدون حضور دو تای دیگر. به جنگ های زرگری یا خصومت های بر سر منفعت میان آنها کمترین اهمیتی ندهیم. آنچه ضروری است حفظ این خط اصولی است که باید هر جریان، هر تشکل، هر رژیم، هر ایدئولوژی و هر نظامی را که می خواهد بهانه و دلیلی برای گرفتن جان انسان ها و یا زیرپاگذاشن کرامت انسان ها داشته باشد رد و طرد کنیم. این تنها در سایه ی یک حرکت انسان مدار، یک جنبش انسان-محور است که ما به عنوان ایرانی می توانیم از بند رژیم جمهوری اسلامی و به عنوان بشر از شر ضد-انسانیت رها شویم. به همان ترتیب که روشنفکران و مبارزین یهودی باید به سیطره مجموعه ی ضد بشری صهیونیسم خاتمه دهند ما نیز باید در پایان بخشیدن به حیات رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی کوشا باشیم تا در سایه ی نابودی این مثلث ضد تکاملی مسیر پیشرفت مادی انسان و تعالی معنوی او در افقی بی پایان باز شود. انسان مداری یگانه تفکری است که می تواند ما را از بن بست های خودساخته رها سازد.

برگرفته از : کورش عرفانی

 

بالاترین Balatarin


 

+ نوشته شده در ساعت 0:28 توسط راوی |


 

آیا ج.اسلامی را آنوسی ها می چرخانند؟ 


وجود یهودیان مسلمان نما (آنوسی) در میان همه طبقات جامعه به خصوص اقشار تاثیر گذار ، سیاستمداران، فرهنگ سازان، روحانیون و پزشکان، دقت و هوشیاری بیش از پیش ما را می طلبد !

آنوسي کیست؟

آنوسی یک کلمه عبری است و به یهودیانی اطلاق می شود که به هر دلیل، داوطلبانه یا به اجبار، تظاهر به اسلام می کنند، و تغییر دین آنها ظاهری است، بعضی از آنوسی ها در اروپا تظاهر به مسیحیت می کنند و به مسیحیان صهیونیست مشهورند !

آنها در ظاهر مسلمانند، نماز می خوانند ، روزه می گیرند، حج می روند و خمس و زکات می پردازند، اما کنیسه های زیر زمینی خود را دارند !


 

آنوسی ها تظاهر شدید به تدین دارند ، حتی المقدور زندگی ساده و فقیرانه همراه با مظلوم نمایی و ترحم دارند، با این روشها راه را برای کسب اعتماد و قدرت در جامعه اسلامی باز می کنند، پله های ترقی را طی کرده و در صورت رسیدن به قدرت حتی المقدور از آنوسی ها به عنوان همکار و کارگزاراستفاده می کنند ، بدین ترتیب هرم قدرت خود را روز به روز قوی تر می کنند و به هدف نهایی که ضربه زدن از درون به مسلمین است نزدیکتر می شوند! با پنهان کاری دقیق کمتر کسی به هویت یهودی آنان پی می برد !

 

 
  برای بدست اطلاعات بیشتر به این وب سایت مرجعه کنید:http://hidarrr.blogspot.com/2009_01_01_archive.html

منابع مرتبط:

http://www.zshare.net/download/429645878e8855                                      

http://www.zshare.net/download/429640112022c3                                       

 

 

اگه کسی اطلاعات بیشتری داره در نظرها بگه خوشحال میشم

بدرود

پاینده ایران

+ نوشته شده در ساعت 23:58 توسط راوی |


 

ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر

آخرین گزارشها از خشم دهها هزار میهن پرست ایرانی و عاشقان کوروش بزرگ

 هزارانعاشق کوروش برای بودن در کنار آرامگاه پدر از سراسر ایران زمین در روزها ۳ شنبه شب و ۴ شنبه شب از سراسر ایران زمین به سوی پاسارگاد حرکت کردند .

امروز صبح متوجه شدیم شوربختانه در اقدامی نابخردانه و کثیف از  سوی دستگاه امنیتی استان فارس از ورود این مسافران عاشق به پاسارگاد جلوگیری شد .

ضمن این که این اقدام را محکوم میکنم به جمهوری اسلامی به سبب تبعات سنگین آن در تهران هشدار جدی میدهم .

شکی نیست که با برکناری و تنبیه استاندار فارس و مسئولان اطلاعات فارس از خشم ما کاسته خواهد شد .

+ نوشته شده در ساعت 22:40 توسط راوی |


+ نوشته شده در ساعت 21:20 توسط راوی |


دوستان سلام. پوزش بخاطر اینکه بلاگ دیر به دیر آپ میشه.اما دیگه تصمیم گرفتیم آپ نشه به دلیل نا امنی سرویس بلاگفا و  اتفاقات بعد از انتصابات و هک و مسدود شدن وبلاگهای دوستان و حتی ناپدید شدن بچه هاای که خبری ازشون نیست تو دنیای اینترنت!از آنجای که مدیران سرویس بلگفا خیلی اشتیاق دارن با بچه های گمنام امام زمان و سپاه و وزارت اطلاعات همکاری کنند وهرچی رو که اونها بخوان در اختیارشون بزارن از ایمیل خصوصی بگیر تا پس بلاگ ودیگر همکاری های تنگاتنگ !ما نیز تصمیم گرفتیم کرکره ی بلاگ رو که از سال ۸۵ آپ میشد پایین بکشیم و به  یک سرویس دهنده ی دیگری بریم که اطلاعات اعضا رو مثل نقل نبات به افرادی که همه میشناسن.. نده ادرس بلاگ برای دوستا ن فرستاده میشه

پاینده ایران

بدرود                                           نترسون باغُ از گل، نترسون سنگُ از برف 
                                                  نترسون ماهُ از ابر، نترسون کوهُ از حرف
                                                  نترسون بيدُ از باد، نترسون خاکُ از برگ
                                              نترسون عشقُ از رنج، نترسون ما رو از مرگ
                                                        نه تير و دشنه نه دار و زندون
                                                        ستاره ها رو از شب نترسون
                                             چه ترسي داره بوسه بر لب خونين آزادي ؟
                                        چرا وحشت کنم از عشق ؟ چرا برگردم از شادي ؟
                                       از اين خاموشه تا خورشيد چه ترسي داره پل بستن
                                          از اين سرچشمه تا دريا خوشا شکفتن و رستن
                                                   نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج
                                                 به خاک افتادن از عشق پرو بال به معراج
                                                  کجا پروانه ترسید از حریر شعله پوشیدن
                                                  کجا شبنم هراسید از شراب نور نوشیدن
                                              از این شب گوشه خاموش از این تکرار بی رویا
                                                سلام ای صبح آزادی، سلام ای روشن فردا
                                                           نه تير و دشنه نه دار و زندون
                                                           ستاره هارو از شب نترسون

+ نوشته شده در ساعت 19:40 توسط راوی |


 در مورد برنامه تلویزیونی منطقه آزاد چیزی می دانید ؟ منطقه آزاد نام برنامه ای است که در شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال پخش می باشد . و همانند یک تریبون آزاد می ماند . هدف از ساخت این نوع برنامه ها:

مدتی است در تلویزیون ایران از قبیل شبکه ۱ و ۳ برنامه هایی به نام " منطقه آزاد " و " لطفا رای دهید " و از این قبیل برنامه ها در مورد انتخابات در حال پخش می باشد . از خودتان بپرسید آیا تاکنون در این رژیم همچنین برنامه هایی پخش شده بود که مردم تا حدودی بتوانند راحت در مورد رئیس جمهور صحبتی بکنند ؟

با جرائت و ادعا می گویم " خیر "  اما چرا دولت جمهوری اسلامی این سیاست را پیشه گرفته است ؟ !

دو دلیل بیشتر ندارد !

۱- به همه مردم جهان نشان دهد آزادی بیان  در این کشور می باشد .

۲- به دلیل ترس از حضور نداشتن مردم پای صندوق های رائ  " خواستن نمایشی را ایجاد نمیاند که به مردم بفهمانند که رژیم در حال تغییر و تحولات جدیدی می باشد . و این نمایش تنها یک هدف دارد شما دیگر می توانید حرف بزنید . شما می توانید آزادی بیان داشته باشید . شما می توانید لال نباشید.

و این نمایش برنامه ها " طوری در دل مردم یک حس دوستانه با رژیم ایجاد می کند و احساس آزادی را به انسان میدهد .  

حدود 3 یا 4 روز پیش در شهر کرج این برنامه در یک دانشگاه برگزار شد . و عقیده های بسیار جالبی از دانشجویان شنیده شد . و در این هنگام عوامل جمهوری خواه به دلیل بیان بسیار کوبنده دانشجویان ,  سعی در اختشاش و به مسخره درآوردن این برنامه شدند . که با درگیرشدن  یک دختر دانشجو با یک مرد بسیجی این برنامه ......

ادامه خبررا حتما توصیه می کنم ببینید . و بشنوید . از لینک زیر این ویدئو را دانلود کنید .

 دانلود                 با سپاس فراوان از وبلاگ ماهستیم لاهیجان

+ نوشته شده در ساعت 16:45 توسط راوی |


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ نوشته شده در ساعت 17:24 توسط راوی |


 

تعارف که نداریم . به خود هم که نمی خواهیم دروغ بگوییم و خود را بفریبیم . به قدر کافی در همه این سال ما را فریب داده اند . دیگر بس است این همه فساد و دروغ و فقر و ناداری و توی سرمان زدن
ثروت ما را غارت کرده اند ، بالای منبرها نشسته و پشت تریبون ها ایستاده اند و مشتی دروغ و یاوه به هم بافته اند ، وعده های پوچ داده اند ، وعده هایی که اجرایش به دلیل وجود یک حکومت دینی از نوع شیعه اصلا ممکن نیست و در قانون اساسی هم تکلیف همه را با یک " حکم حکومتی " که می تواند بر هر اراده ای خط بطلان بکشد - بجز اراده ولی فقیه - روشن کرده اند ، چنانچه اعتراض کرده ایم ، کتک مان زده اند ، بازداشت مان کرده اند ، شکنجه و زندان کرده اند و سرانجام هم کشته اند
چقدر عزادار مرگ عزیزان شده ایم در این سی سال
این ها و همه اینها ، نشان دهنده آن است که برای نجات ما تنها یک راه مانده است
: تحریم انتخابات
ما با نشستن در خانه تنها سلاحی را که دراختیار داریم ، به کار می بندیم ؛ تنها یک سلاح .
نمی شود ما را کشان کشان به خیابان و پای صندوق ها برد و در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی ( همچون بوزینه ها ) به نمایش گذاشت که داریم به صندوق ها رای می ریزیم ، که داریم آزادی خود را به نمایش می گذاریم ، که داریم بر پیشانی این رژیم مرگ و خون و پلیدی مهر رسمیت می نشاینم .
رژیم همین را می خواهد ؛ رسمیت یافتن نزد دوربین های جهانی
خیال می کنید همه آن ها که در این تلویزیون و آن تلویزیون ماهواره ای ما را به رای دادن تشویق می کنند ، برای چه این همه گریبان می درند ؟
برای من ؟ برای شما ؟ یا برای منافع خودشان که در گرو حیات این رژیم است؟
به زندگی خود و پیرامون تان خوب بنگرید ؟ کدامیک از آن آقایان خارج نشین یا همین اقا ها و خانم های داخلی که امروزه از " همگرایی " سخن سر داده اند و به ما می گویند بروید پای صندوق و رای بدهید ، روزی که شما کوچکترین گرفتاری داشته اید به داد شما رسیده اند ؟ در دانشگاه چه کسی صدای اعتراض شما را شنیده است ؟ در خیابان که ماموران چشم دریده رژیم اسلامی ( ! ) وراندازتان کرده و ترس بر جان تان انداخته اند ، به حمایت از شما برخاسته است ؟ در خیابان و محل کار و غیره چه کسی از شما پرسیده ایا پول خرید نان به قدر کافی داری ؟
این همه فقر و فساد و خرابی و ویرانی مانند بیمارستانهای بی امکانات ، جاده های ویران که راه به گورستان می برند ، مدارس چند نوبته ، کارخانه های بی تولید رو به فروپاشی و .. و ... همه در این چهارسال محمودک پدید آمده اند ؟ یا سی سال ویرانگری یک حکومت و مجریان ریز و درشت اش پدید آورنده آن است ؟
میرحسین موسوی چرا سخنی از کشتار سال 67 درزندان ها نمی گوید ؟ مگردستش به خون آن ها آلوده بوده است و می ترسد به دست مردم تکه تکه شود ؟ چه شده که این روزها برای حقوق بشر و دفاع از آزادی ها حنجره پاره می کند ، راست می گوید ؟ بیاید و بگوید دهها هزار نفری که در دوره نخست وزیری اش کشته شدند به کدامین گناه از حق حیات محروم گشته اند
گفتن که سخت تر از کشتن نیست .
دروغ و دروغ و دروغ .
همه کاندیداها دروغ می گویند . می خواهند تنور انتخابات خود را گرم کنند .
شیخک فریبکار " جمیله کدیور " را دنبال خود راه می اندازد که نمایش دفاع از حقوق زن بدهد . مگر او ریاست مجلس را نداشته است ؟ کدامین طرح و لایحه ای در مجلس دوره ریاست او به تصویب رسید که اجازه ندهد مردان ده همسر با عقد موقت و دائم داشته باشند که همین خانم کدیور ناچارنشود با " هوو " سر کند ؟
قانون را که مدیر اجرایی کشور ( رییس جمهور) نمی تواند تصویب کند . این کاربه عهده نمایندگان مجلس است . سالهایی بس دراز شیخک کروبی به همراه یاران همیشگی اش در مجمع روحانیون مبارز اکثریت کرسی های مجلس را در اختیار داشتند ، درآن دوره چه گلی به سرها زدند که در امر ریاست اجرایی کشور بخواهند بزنند ؟
کدام قانون که مدافع حقوق شهروندی باشد از تصویب این فریبکاران گذشته است ؟
سهل است که خود شیخک ، از امکانات در اختیارش و نیز از زنان درمانده شهدا چه بهره ها که نبرد
دروغ و دروغ و دروغ
پرونده محسن رضایی هم که آن قدرروشن است که نیاز به گفتن ندارد . خانواده شهدا باید گریبان اش را بچسبند که چرا او به همراه خاندان بدنام هاشمی رفسنجانی هشت سال جنگ ایران و عراق را به درازا کشاندند تا بتوانند حق دلالی اسلحه هایی را دریافت کنند که از خارج می خریدند . این تنها منبع درآمد و تبدیل به مافیا شدن نبود البته . "حق " های که گرفته اند از مجموع حقوقی که به ملت ایران تعلق می گیرد ، افزون است .
باید کتابها نوشته شود بر این همه جنایت و فساد
همین هم بوده و هست که پسر محسن رضایی از آمریکا سر درمی آورد و ژست مخالف می گیرد و آسوده روزگارمی گذارند و کسی هم نمی گوید بالای چشم اش ابروست
اگرشما به خارج می رفتید و حرفهایی را که او از فساد و فحشا در این سیستم اختاپوسی اسلامی می زد ، بر زبان می آوردید ، ایا جز این بود که خانواده تان درایران را به صلابه می کشیدند ؟ و راهی می جستند که شما را به ایران بکشانند تا در پیش چشم قاضی مرتضوی و هاشمی شاهرودی عراقی و رهبر معظم کباب تان کنند ؟
محمودک هم که گفتن ندارد . همیشه محمودک را باید در کنار رحیم مشایی فروشنده میراث بی همتای ایران ) و سردار احمدی مقدم ( باجناق اش و سرکرده چماق به دستان نیرو انتظامی ) دید . همین کافیست که آدم تصمیم بگیرد با چنین کاندیدایی چه کند .
هم میهنان
درایران ، آزادی انتخاب وجود ندارد
چهار نفر را پیش رویتان گذاشته اند که رای بدهید . اکنون نوبت شماست که با آن چه کنید
اگرچه گزینه پنجمی هم هست که رژیم از آن به بزرگی همه قدرت و ثروتش می ترسد . در خانه ماندن و دهان کجی کردن به خواسته همه گربه رقصان ها و مشاطه گران رژیم اجباری اسلامی
این شمع کوچک که در اختیار شماست ، کوه یخ قدرت ولایت فقیهی را در دل حاکمان و خواهندگان این رژیم ذوب می کند
انتخابات را تحریم کنید تا باور کنند شما هم زنده اید و وجود دارید
. منبع: یه ایرانی
 

+ نوشته شده در ساعت 16:47 توسط راوی |


امروز در حالی که دراز کشیده بودمو از درد معده بر خود می پیچیدم ناگهان یک کتری آب جوش از روی بخاری همچو صاعقه ای آسمانی  بر پای من اصابت نمودو پای ما نیزبا آب جوش   کاملا پخته و به دیار باقی شتافت هم اکنون این مطلبو به لطف GPRSموبایل (در حال درازکش و با دو پای جزغاله شده  آخه نمیتونم بلند شم و پشت کامپیوتر بشینم !!!) ارسال میکنمو این هم از شروع سال نو ما تا آخر سال ۸۸ ما هم به جمع برو بچ کباب شده میپیوندیم و خیلی ها رو از این بابت شادمان میکنیم!!!( اگه اینجوری پیش بره )خلاصه کلام.. ما داریم به یه سفر طولانی میریم  از کامنت هایی که گذاشتین ممنون فعلا نمیتونم آپ کنم با نظراتتون راهنماییم کنین انتقاد. پیشنهاد ......فحش ندینا......فعلا خداحافظ...همین حالا!

+ نوشته شده در ساعت 1:36 توسط راوی |


انچه از حوادث و رخدادهای ایران در این سی سال گذشته در مورد هویت ایران و ایرانی  ملموس تر است تحقیر ایران و ایرانی در جهان بود و هست

در حقیقت این تحقیر قسمتی توسط مقامات  داخلی ایران و قسمتی هم توسط خارجیان صورت گرفته و میگیرد

خسارت وارده به شخصیت و پرستیژ ایرانی در این مدت بسیار واضح و مشخص است و به هیچ عنوان جای شک و تردیدی برای هیچ عقل سالمی باقی نمگذارد که در کنار تمامی تحولات منفی عیله ایران  میبایست خرد کردن و تحقیر شخصیت انسان ایرانی  با 2500 سال تمدن باشکوه یکی از اهداف اولیه به حساب اورد

 

در داخل کشور تحقیر ایرانی را با عنوان اجرای قوانین شرعی و اسلامی قلمداد و توجیه میکنند

که نمونه های ان سرکوب زنان و دختران به بهانه حجاب و ... است

 در بخش اقتصاد و معیشت :

صنایع کوچک و خصوصی برشکسته و متضرر میشوند چرا ؟ چونکه باید به انها فشار اورد تا مثلا فلان کارخانه پارچه بافی چینی بتواند محصولات خود را با راحتی بیشتر در ایران بفروشد !

فلان کارخانه چای خشک کنی ایرانی باید برشکسته شود زیرا دولت ما با دولت سریلانکا دوستی جدید ایجاد کرده است و این حمایت پنهان از صنعت چای سیلان به غیر از ان مبلغ 500 میلیون دلاری است که مستقیما توسط رئیس جمهوری محترم ایران به انها پیش کش شده اشت !

صنایع شیلات شمال باید با ورشکستگی روبه رو شود و صیادان بیکار شوند زیرا ما میخواهیم با دیگر کشورهای همسایه دریای خزر دوست باشیم تا انها بیشتر بتوانند از منابع دریایی خزر استفاده کنند و این به غیر ان بخشش بیش از 39 % از سهم مردم ایران در دریای خزر به انهاست !

هتلدران و تاجران و کسبه جزیره زیبای کیش این مروارید زیبای خیلج فارس باید برشکست شوند زیرا ما نمیخواهیم مسافران ایرانی به جزیره کیش سفر کنند چون ما دوست دار عرب های  ضد ایرانی  امارات و دبی هستیم و ممکن است  با سفر به کیش از تعداد سفرهای انها جهت اباد کردن دبی کاسته شود !

چغندر قند کشاوزان همدان را نمی خریم تا دست انها باد کنند و ضرر کنند همچنین مزد کارکنان صنعت قند شکر خوزستان را نمپردازیم تا برشکسته و بیکار شوند زیرا ما با کشورهای امریکائی لاتین و کوبا دوست هستیم و میخواهیم با دلارهایمان شکر را از انجا وارد کنیم !

بنزین را در ایران سهمیه بندی میکنیم زیرا پول نداریم پالایشگاههای خودمان را ترمیم و تعمیر کنیم چون پولی که برای این بخش اختصاص داده شده بود را برای ساخت یک پالایشگاه جدید در ونزوئلا هزینه کردیم زیرا ممکن است در اینده  مثلا ۱۰ سال دیگه ونزوئلا با کمبود بنزین مواجه شود و خدای ناکرده مجبور بشن بنزین رو از خارج وارد کنند و یا زبونم لال مجبور به جیره بندی بشن و ما از امروز به فکر فردای مردم ونزوئلا هستیم !

گاز را در کشور قطع کردیم و از مردم خواستیم صرفه جوی کنند البته ما گاز زیاد داریم و در مناطق جنوب هر روزه میلیارها متر مکعب گاز سوزانده میشود ولی نمیتوانیم برای ساخت لوله و انتقال ان کاری بکنیم زیرا فعلا دستمام برای ساخت لوله و انتقال گاز به کشورهای پاکستان و هند بند است !

در خارج از کشور هم اوضاع ایرانی بهتر از داخل کشور نیست تقریبا در همه جای جهان و توسط همه کشورها ایرانی به انحای مختلف مورد تحقیر  شخصیت اجتماعی قرار گرفته  و میگیرد

اگرچه در سخنان برخی از سرمدارن مدعی حقوق انسان سخنانی در مورد سوا بودن حساب مردم ایران از دولت و هیئت حاکمه ایران گفته شده و میشود ولی در کنار این سخنان فریبنده و زیبا حقیقتی تلخ نهفته است که توسط همان ها هم ایرانی به روشها و بهانه ها مختلف مورد تحقیر قرار میگیرند

برایتان مثالی میزنم :

اگرچه قسمتی از ایرانی ها برای فرار از مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به طور غیر قانونی و گاهی نیمه قانونی راهی دیار غرب شده اند و به گونه مظلومانه در انجا پناه گرفته اند

این افراد مورد انواع بی حرمتی ها و نامهربانی های میزبانان متمدن خود قرار میگیرند

اینها هم یک طرف که خود حدیث ناگفته مفصلی دارد

ولی قسمتی هنوز هستنند که برای دیدار بستگان و یا کار اداری و یا تجارت و یا شرکت در سیمنار و . .. به کشورهای غربی سفر میکنند و برای گرفتن ویزا این کشورها باید از هفت خان رستم و با هزار جور الاخون بالاخون کردن و سپردن وصیقه های سنگین موفق به گرفتن ویزا از سفارتخانه های این کشورها در تهران میشوند

ولی همین افراد از هفت خوان رستم گذشته به هنگام ورود به فرودگاه مقصد و حتی گاهی فرودگاههای بین راه باید پاسخ گوی هزار جور سئولات بی دلیل و گاهی مزخرف مامور کنترول پاسپورت شوند که اصلا ربطی هم به ان مامور ندارد و معمولا تمامی این سئوالات قبلا در سفارت مورد نظر در تهران شده است و ویزای قانونی صادر شده است !

باری دیده شده و میشود که مامور کنترل پاسپورت علارغم وجود ویزای قانوی صادره از سفرات همان کشور مسافر ایرانی را ساعتها متمادی در فرودگاه مقصد نگه میدارد تا دست اخر مانند همه مسافران مهر ورود را در کنار همان ویزای گرفته شده بزند !

برایتان مثالی دیگر میزنم :

همین وزیر امور خارجه امریکا سال قبل در یک سیمینار خبری رسما تاکید کرد که ما هیچ مشکلی با مردم ایران ندارم و مشکل ما فقط با حکومت ایران است و مردم ایران نباید چنان فکر کنند که ما دشمن انها هستم بلکه ما دوست مردم ایران هستیم و در همه جا و همه زمانها حامی خواست به حق مردم ایران هستم و از ایرانی ها در برابر حکومتشان که انها را از نظرما به گروگان گرفته اند حمایت میکنمیم !

خانم کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در جای دیگر در توجیه علت تلاش برای بازگشای دفتر حافظ منافع امریکا گفته است :

در حال حاظر ایرانی ها برای دریافت ویزا دانشجوی و یا دیدار از اقوام مجبور هستند که به دبی و یا ترکیه سفر کنند و ما با بازگشایی این دفتر سعی در راحت تر کردن مقررات دریافت ویزای برای انها هستیم و انها راحت تر در شهر و کشور خود بتوانند ویزای امریکا را دریافت کنند !

در صورتی که همین خانم کاندولیزا رایس اخیرا در توجیه علت راه اندازی دفتر حافظ منافع امریکا در تهران گفته است :

""این خیلی جالب خواهد بود وقتی که مردم صف های طویل روبه روی دفتر ما را در تهران ببیننند"" !

در صورتیکه در دبی و ترکیه هیچ صف طویل مورد اشاره ای وجود نداشته و ندارد

یعنی هنوز دفتری باز نشده به این فکر هستند که کاری کنند که در برابر ان صف های طویل ساخته شود و نه دادن ویزا اسان به ایرانی !!!

جالب است سخنی در این رابطه از شاهزاده رضا پهلوی برایتان نقل کنم که می گویید :

امروزه در فرودگاههای امریکا اگر حتی شما پاسپورت امریکایی داشته باشد به محض دیدن نام ایران و یا نشانی از ایرانی بودن شما را کنار میکشند و ساعتها سیم جیم میکنند !

باز هم برایتان مثالی دیگر میزنم :

در همین شیخ نشین دبی در حاشیه جنوبی خیلج فارس که تمام قدمت ایجادش کمتر از عمر یک انسان طبیعی است و اخیرا در همین سی سال توسط همین مردم ایرانی و سرمایه ایران اباد و زنده شده است و تمام حیات اقتصادی خود را مدین مردم ایرانی میباشد – اخیرا به درخواست و سرمایه گذاری اقای شیح محمد حاکم دبی و با همکاری برخی از رسانه های ماهوارای وطن پرست  که دائما  تبلیع دبی را میکنند  ! و با همکاری یک از هنرمندان وطن پرست دیگر(اسی )اوازی خوانده  شد به نام " دبی دبی " که الحق و النصاب نقش ویژه ای را در جذب مسافران ایرانی به دبی داشته است حالا بماند که بابت این وطن دوستی این هنرمند مبلغ 400 هزار دلار هدیه داده شد !

این مبله از طرف شاه دبی هدیه ای بود برای جذب بیشتر مسافران ایرانی جهت اباد کردن بیشتر دبی !

ولی از طرف دیگر تمامی مسافران ایرانی از تمامی شهرهای ایران که  تعداد پرواز های انها قریب به 294 پرواز هفتگی به دبی  ( بیشترین در جهان ) را باید در سالن  ویژه شماره 2  فرودگاه دبی  وارد شوند!

 یعنی جدا از تمامی مسافران ورودی به دبی !

و در شرایط توهین امیز از چشم انها برخلاف دیگر مسافران دنیا عکس گرفته شود و حتما لازم است گاهی تا 4 ساعت در فرودگاه دبی ایستاده بایستنند تا مامور گذرنامه به انها اجازه دهد گذرنامه خود را برای ممهور شدن مهر دبی ارائه دهند  و گاهی هم گذرنامه مهر شده به جای دادن در دست مسافر به صورت او یا پشت سر او پرت میشود  !

و بعد از ان هم ماموارن فرودگاه دبی اجازه دارند به صورت " نظر به گیری " تقریبا 10 % از مسافران هر پرواز را از بقیه جدا کنند و در سالن ویژه ای کاملا برهنه کنند و این روش برهنگی 100 درصدی فقط و فقط ویژه مسافران ایرانی است --------------------------!با سپاس فراوان از وبلاگ هویت ایرانیhttp://irani79.blogfa.com

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  Send to balatarin.com

+ نوشته شده در ساعت 21:31 توسط راوی |


salam irani

Shiavi's Search for / in javascript
Search for : Search in : Altavista Excite Infoseek Lycos Webcrawler Yahoo

JavaScript Codes